نشست کتابخوان مرداد ماه 95

خرید بک لینک

خلاصه کتب نشست و اعضای نشست

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315*شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی *ماه برگزاري: مرداد

*کتاب: کلت 45 * نویسنده: حسام الدین مطهری * معرفیکننده: زهرا بوعذاری

* ناشر: آرما * سال نشر: 1392 *موضوع: ادبیات (داستان فارسی )

متن معرفي

این کتاب، داستان زندگی خانواده «فیروزی» است که در ایام انقلاب، بر علیه رژیم شاه به مبارزه اقدام کردهاند. پدر خانواده به همراه همسرش تحت تعقیب قرار میگیرد و برای آنکه فرزندانش دستگیر نشوند دختر کوچکشان -مینو- را به همسایه میسپارند. اما پسر خانواده -صالح- زمانی که پدر و مادرش توسط نیروهای ساواک دستگیر میشوند، صحنه دستگیری آنها را میبیند. در نهایت، مینو توسط یک خانواده با تفکرات چپ رشد میکند و صالح در خانوادهای دیگر با دغدغههای انقلابی. مینو تحت تاثیر تعلیمات خانوادهای که در آن بزرگ شده، به عضویت سازمان مجاهدین خلق درمیآید و صالح، در نقطهی مقابل او، به کمیته انقلاب اسلامی میپیوندد و داستان، داستان مواجهه این خواهر و برادر با یکدیگر است ...
اما داستان، صرفا به بیان آنچه که میان «مینو» و «صالح» میگذرد نمیپردازد. بخش دیگری از این داستان نیز به بیان تغییر نگاه مادر مینو در زندان و نهایتا رفتاری که او با فرزندش پس از آزادی از زندان دارد پرداخته است؛ رفتاری که به خوبی میتواند علت رفتارهای خشونت بار منافقین را -پس از انقلاب- تبیین کند. کلت 45 روایتی است از سالهای میانه دهه چهل تا اواسط دهه شصت و اتفاقاتی که برای این خانواده در طی این سالها میافتد.

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315 *شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی *ماه برگزاري: مرداد

*کتاب: پنجشنبه فیروز ه ای * نویسنده: سارا عرفانی * معرفیکننده: احسان جرفی

* ناشر:نیستان * سال نشر: 1393 *موضوع: ادبیات(داستان های فارسی)

متن معرفی

«پنجشنبه فیروزهای» با یک داستان سریع و سرضرب آغاز میxadشود. با روایتی از یک دانشجو که مخاطب میxadتواند به سادگی با آن همذات پنداری کند؛ دانشجویی که اهل ادا در آوردن نیست. اما رمان پس از این پیشxadدرآمد وارد رابطه ظریف چند دختر دانشجو میxadشود که برای زیارت به مشهد مقدس وارد شدهxadاند. شاید اوج رفتار عرفانی در نگارش این رمان و رو در رو قرار دادن سبکxadهای مختلف زیستی در رمان را بتوان در این بخش رمان جستجو کرد. عرفانی با زیرکی و در عین حال رعایت جنبه های مختلف عفاف، مخاطب را به درون تو در توی ذهن دختران جوان دانشجویی میxadبرد که در این سفر همراهند.

توصیف دقیق پوشش، چهره و حتی شرح لحن آنها در کنار دیالوگهای به کار رفته توسط آنها و نیز شیوه او در بیان برخی جملات و عکسxadالعمل نشان دادن به آنها یکی از نقاط قوت وی در ترسیم شخصیتxadهای این رمان است. با این حال او در کنار این چنین ابتکاراتی، به ترسیمی ظریف و زیبا از اندیشه و نگاه و زندگی مؤمنانه از زاویه یک دختر جوان در بستر رویدادهایی که داستان پیش پای او میxadگذارد دست یافته است.

«پنجشنبه فیروزهxadای» از حیث بیان رویدادهای داستانی اثری به شدت امروزی است. به عبارت سادهxadتر این رمان در زمره آثار آپارتمانی و لوکس و شبهxadروشنکفرانه است و نه آثاری که به تمامی در مسجد و مکانxadهای مذهبی میxadگذرد. ساختار روایت دینی این رمان شکل گرفته در ساختارهای عادی و روزمره و قابل دسترسی زندگی امروزین همه ماست و همین مسئله است که این داستان را برای خواندن و پیxadگرفتن قابل تأمل میxadکند.

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315 *شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی *ماه برگزاري: مرداد

*کتاب: رامشگر * نویسنده: فواد فاروقی * معرفیکننده: علی سیاحی

* ناشر: نوین * سال نشر: 1391 *موضوع: ادبیات

متن معرفي:

این رمان تاریخی شرحی از وقایع دوران مغولان در کشور پس از مرگ تیمور لنگ است که با قحطی گرسنگی و فقر توام بود. با زماندگان تمیور سرانجام، بر اثر فشار ناگزیر به حراج زنان و کنیزکان تیمور شدند. اما در این میان یکی از زنان میخواهد همسرش را خود انتخاب کند و عاشقانه در راه زندگی گام بردارد، و رمان نیز براساس همین مضمون شکل میگیرد و بسط مییابد.

ديگر تيموريان را شوكت و وحشتي نمانده بود قحطي در سمرقند بيداد مي كرد سفره ها با گرسنگي آراسته مي شد .
بازمانگان تيمور جهانگشا براي آنكه قحط و غلا رنجشان ندهد ناگزير به حراج همسران تيمور بودند
اما عشق به پرتوافشاني اش ادامه مي داد و به هر گوشه و كنار ايران سرك مي كشيد آنهم در زمانه اي كه بيوگان و كنيزكان تيمور با اعمال فشار با افراد فرودست وصلت مي كردند.

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315*شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی *ماه برگزاري:مرداد

*کتاب: بچههای کشتی رافائل * نویسنده: محمد رضا مزروقی * معرفیکننده: زهرا بوعذاری

* ناشر: کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان * سال نشر: 1395 *موضوع: ادبیات

متن معرفي:

(بچههای کشتی رافائل) که از سوی کانون پرورش فکری منتشر شده با دستمایه قرار دادن داستان ورود این کشتی به بوشهر از جنگی میگوید که در کنار سختیهایش، شادیهای کودکانهای هم داشته است.
«بچههای کشتی رافائل» نوشته محمدرضا مرزوقی به بوشهر و ماجراهای آن در بحبوحه جنگ هشت ساله میپردازد؛. در بحبوحه جنگ و بمباران شهرها وقتی عراق دائم به بوشهر و خارک حمله میxadکند، محمد و چند تا از دوستانش که ساکن محلهxadای نزدیک گمرک و دریا هستند چالشی تنگاتنگ با این مسائل دارند. در چند صد متری محله آنxadها کشتی رافائل مثل عروسی سپید و زیبا بر آبxadهای آبی دریا لمیده است. کشتیxadای که دائم توجه آنxadها را به سمت خود میxadکشد و در آرزوی داخل شدن به آن و دیدن زیباییxadهایی که وصفش را از این و آن شنیدهxadاند هستند. اما درِ کشتی روی آدمهای معمولی بسته است و فقط کارکنان نیرو دریایی و... میتوانند در آن زندگی کنند. در واقع کشتی را خوابگاه مردان مجرد نیرو دریایی کردهxadاند. در این هیر و بیر، یک خانواده آبادانی جنگزده هم به محله میxadآیند که دو بچه دارند. کوروش و آتوسا. پدرشان در شرکت نفت خارک، ماموریت دارد و آنتها به بوشهر آمدهxadاند که به او نزدیک باشند. بچه ها با کوروش و آتوسا خیلی دوست میشوند. محمد به کوروش کمک میکند درسهایی را که بهxad خاطر جنگ در ماهشهر نتوانسته، امتحان دهد در مدرسه بوشهر، پشت سر بگذارد و همین موضوع باعث دوستیشان با یکدیگر میشود. در اوج حملات به خارک کوروش و آتوسا مدتی از پدرشان بی خبر میxadمانند. از آن طرف محمد نقشه میxadریزد و با زد و بند با یکی از کارکنان رافائل موفق شده راهی برای رفتن به کشتی و دیدن داخل کشتی را پیدا کند.وقتی از مشکل کوروش و آتوسا مطلع میxadشود تصمیم میxadگیرند لنجی را که قرار است دزدکی با آن به رافائل بروند تا جزیره خارک ببرند بلکه کوروش و آتوسا خبری از پدرشان بگیرند. در یکی از روزهای آخر ماه آبان ۶۲ میxadروند دیدن کشتی رافائل. درست یک روز پنجشنبه. زیبایی سالنxadهای مجلل و اتاقxadهای شیک و کافهxadها و رستورانxadهای جذاب توی کشتی، حسابی چشمxadشان را خیره میxadکند اما عجله دارند و باید خودشان را زود به خارک برسانند که زود به بوشهر برگردند و خانوادهxadها پی به کاری که کردهxadاند نبرند. با عجله و با این خیال خوش که دوباره کشتی رافائل را خواهند دید، آن را ترک میxadکنند و به سمت خارک میروند. نزدیکی خارک، ماموران دریایی آنxadها را میxadگیرند و میپرسند:چندبچه روی دریا چه میxadکنند. ولی...»

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315 *شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی * *ماه برگزاري: مرداد

*کتاب: دختران آفتاب* نویسنده:امیر حسین بانکی * معرفیکننده: ماجده بیت حرب

* ناشر: سروش* سال نشر: 1394 *موضوع: ادبیات (داستان فارسی )

متن معرفي:

کتاب «دختران آفتاب» با استفاده از سبک «داستانمقاله» به بررسی و نقد و رد و اثبات مؤلفهها و مباحث و شبهات حوزهی زن و خانواده و جامعه میپردازد و میتوان گفت از موفقیت زیادی در این زمینه برخوردار است. مباحث در حین برگزاری یک اردوی دهروزهی دخترانهی دانشجویی از دانشگاه تهران اتفاق میافتد که بهقصد زیارت امام رضا علیهالسلام راهی مشهد شدهاند. به مناسبتهای مختلف و اتفاقاتی که میافتد، موضوعات مطرح و بررسی میشوند و به نتیجه میانجامند. راوی داستان دختری است به نام مریم که بهدلیل بیتوجهی مادر به محیط خانه در اثر توجه شدیدش به کار در بیرون از منزل و ایجاد گسست خانوادگی، دچار روحی رنجور و ناآرام شده است و تصمیم میگیرد برای تنبیه والدینش هم که شده، چند روزی آنها را بیخبر رها کند. به ذهنش میرسد که فرار کند، اما خوب که فکر میکند میفهمد آدم این کار نیست. در همین موقع، یاد اطلاعیهی اردوی زیارتی دانشگاه میافتد و بدون معطلی ساک مختصری آماده میکند و خود را به جمع زائرین میرساند. فاطمه که یکی از مسئولین برگزارکنندهی اردوست، با اخلاق خوش و آرامش و با وجود فقدان صندلی خالی، موجبات همسفر شدن مریم با آنها را فراهم میکند. او در طی سفر با همدلی و همراهی که با احساس بچهها دارد، از بروز جدل و درگیریهای لفظی بین آنها جلوگیری میکند و با استفاده از مطالب مرجع و مستند، به بحثها جهت مثبت میدهد.

نویسندگان این کتاب، آن را با روحیهی بچههای گرم هیئتی نگاشتهاند و بیشمار از اصطلاحات آنها در مکالمات کتاب بهره بردهاند. البته این مکالمات، محاورات قریب به دو دههی پیش است و از این جهت، هم نوستالژی خوبی برای کسانی است که در اواخر دههی هفتاد و اوایل دههی هشتاد، در سن راهنمایی و دبیرستان بودهاند و هم برای جوانان امروز این امکان را فراهم میکند که با محاورات آن سالها آشنا گردند و متوجه تغییر این محاورات در این بیست سال شوند و مثلاً بفهمند درگیریهای روحی دختران بیست سال پیش چه بوده و بین آنها چه کلماتی رواج داشته است و به این ترتیب، با دغدغههای آنها بهخوبی آشنا میشوند.

کتاب از فرازوفرودهای خوبی برخوردار است. ریزداستانهای جالبی در زمان اردو اتفاق میافتد و داستان زندگی بچهها و تجربیاتشان دیدنی است. گم شدن عاطفه یا حضور برادرش همزمان با برگزاری اردو در مشهد، داستان بمبگذاری در حرم امام رضا و شهادت جمع کثیری از مردم در روز عاشورا که مریم آن را اینگونه روایت میکند نیز جالب است.

نشست هاي كتابخانه اي شهرستان دشت آزادگان

95

*شماره نشست: 315 *شهرستان: دشت آزادگان * كتابخانه: شهید علم الهدی *ماه برگزاري: مرداد

*کتاب: طاعون * نویسنده: آلبر کامو * معرفیکننده: معصومه سواری

* ناشر: نیلوفر * سال نشر: 1375 *موضوع: ادبیات (داستان های فرانسوی)

متن معرفي:

داستان از زبان راوی که بعدها خود را دکتر ریو معرفی میکند نقل میشود. کتاب با توضیحی از مردم و شهر آغاز میشود و سپس به زیاد شدن تعداد موشها در شهر و مرگ آنها اشاره میکند.

آقای میشل، سرایدار منزل دکتر ریو بر اثر بیماریای با بروز تاولها و خیارکها میمیرد و مرگ چند نفر دیگر رادر باهمین علائم باعث میشود دکتر ریو علت مرگ و بیماری احتمالاً مسری بداند و کمی بعد دکتر کاستل این بیماری شهر طاعون و وضع قرنطینه اعلام میشود را تشخیص می دهد .

با اعلام وضع قرنطینه، اعضای خانوادههای زیادی از هم جدا ماندندعدهای اقدام به فرارهای متوالی کردند تا جایی که میتوانستند با بیماری مبارزه کردند. ژان تارو یکی از مسافرانی بود که همراه با دکتر ریو اقدام به تشکیل سازمان بهداشتی داوطلبی برای مقابله با بیماری میکند.

کشیش شهر، پدر پانلو، با ایراد سخنرانی در آغاز اعلام وضع طاعون مردم را به گناه محکوم میکند و طاعون را مجازاتی برای همگان میخواند که به علت گناه کردن و توبه نکردن مردم نازل شده بود. بنابراین طاعون را تربیت کننده و اقدام علیه آن را بیفایده خواند و از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند که این اراده خداوند است و باقی کارها با خداست.

با مرگ و میر سریع، بیشتر مؤسسات و سازمانهای دولتی به اردوگاههای قرنطینه برای افراد خانواده بیماران یا بیمارستان تبدیل شدند. دفن دسته جمعی اجساد جای خود را به کورههای جسدسوزی داد و از راهآهن تنها برای حمل اجساد استفاده شدو...

کتابخانه عمومی شهیدعلم الهدا سوسنگرد...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهیدعلم الهدا سوسنگرد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 253 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 14:19

صفحه بندی